وبلاگ شخصی سیّدمجتبی جلال‌زاده

دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل

وبلاگ شخصی سیّدمجتبی جلال‌زاده

دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل

وبلاگ شخصی سیّدمجتبی  جلال‌زاده

سیّدمجتبی جلال‌زاده

پژوهشگر و کارشناس حوزه روابط بین‌الملل

دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل

پژوهشگر در پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب، دانشگاه آزاد اسلامی

Telegram ID: @jalalzadeh11
(https://t.me/jalalzadeh11)
Facebook: https://www.facebook.com/sm.jalalzadeh


🔺 هفته‌نامه مثلث، سال 6، شماره 335، 6 آذر 1395


پوست‌اندازی محافظه‌کاران و شکست سارکوزی

(تحلیلی بر انتخابات فرانسه؛ رقابت درونی حزب راست)


فرانسه خود را برای انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده میلادی آماده می‌کند؛ انتخاباتی که فضای آن از چند هفته پیش پدید آمده و مقدمات آن وارد تعریف عملیاتی خود شده است. بر این اساس رقابت در فرانسه با توجه به مشارکت بالای مردم و رهبری سیاسی اتحادیه اروپا توسط این قدرت بزرگ، بسیار حائز اهمیت خواهد بود. خاصه آن‌که دنیا هنوز در شوک سیاسی ناشی از انتخاب یک تندروی جمهوری‌خواه در آمریکا به منصب ریاست‌جمهوری است و با توجه به شرایطی‌که در اروپا و به تبع آن در فرانسه پدید آمده است سبب می‌شود به نامزدهای احتمالی و بازیگری کنش‌گران سیاسی فرانسه با دقت نگریسته شود و برای یافتن مهار افراطی‌گرایی نقشه راهی را متصور شد.

اپوزیسیون و شگفتی‌های دور اول!

در اولین انتخابات درون‌حزبی جمهوری‌خواهان از طیف راست، که جدی‌ترین گروه اپوزیسیون دولت فعلی (سوسیالیست‌ها) محسوب می‌شوند، از میان هفت شخصیت سیاسی که خود را کاندیدای نمایندگی این حزب برای انتخابات ریاست‌جمهوری 2017 فرانسه کرده بودند، شانس «آلن ژوپه» شهردار شهر بوردو و نخست‌وزیر فرانسه بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷، «نیکلا سارکوزی» رئیس‌جمهور سابق و «فرانسوا فیون» نخست‌وزیر سابق نسبت به سایر رقبا بیشتر بود. اگرچه طبق پیش‌بینی‌ها چهار نامزد دیگر رای چشم‌گیری به‌دست نیاوردند اما سارکوزی هم اقبال چندانی پیدا نکرد و قافیه رقابت را به ژوپه و فیون باخت و پس از اعتراف به شکست، حمایت خود را از فیون در ادامه مسیر فتح الیزه اعلام کرد. هر دو نامزد راه‌یافته به دور بعدی انتخابات، به‌عنوان دو چهره میانه‌رو در سپهر سیاست فرانسه شناخته می‌شوند. یک‌شنبه این هفته هر یک به پیروزی دست یابند، یک گام برای نهایی شدن نامزدی‌شان را در پیش خواهند داشت و آن هم رویارویی و شکست لوپن از جبهه ملّی فرانسه در ماه می 2017 است که این روزها توانسته فراتر از انتظار ظاهر شده و در نظرسنجی‌ها از اقبال قابل‌قبولی برخودار شود.

مواضع ژوپه و فیون تقریبا نزدیک به یکدیگر است. هر دوی آنان به افزایش امنیت و بالا بردن توان نظامی فرانسه متعهد هستند؛ حال آن‌که درباره چگونگی حل چالش‌های اروپا و مواجهه با «بشار اسد» رئیس‌جمهوری سوریه اختلاف‌نظر دارند. ژوپه معتقد به توسل به قدرت نظامی است و در مقابل فیون به راهکار سیاسی و همکاری بین‌المللی برای پایان دادن به بحران سوریه اعتقاد دارد. هر دو سیاست‌مدار کهنه‌کار فرانسه که سابقه نخست‌وزیری را در کارنامه دارند نسبت به جریان‌های اسلامی و ایران، دارای مواضع تندی هستند.

از طرفی ژوپه در میانه طیف جمهوری‌خواهان قرار دارد و نسبت به فیون تمایلات راستگرایانه کمتری از خود بروز می‌دهد. ژوپه بر ضرورت اصلاحات در فرانسه تأکید دارد و اصلاحات را از وظایف اصلی خود در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری عنوان کرده است. هر دو به کاهش هزینه‌های دولت معتقدند اما برنامه‌های پیشنهادی فیون تندتر است و وسعت بیشتری را در برمی‌گیرد.

همچنین ژوپه در سال ۲۰۰۴ به‌دلیل برنامه تأمین مالی غیرقانونی بودجه حزب هم‌زمان با داشتن سمت اجرایی در بخش اقتصادی شهرداری پاریس در دوران شیراک محکوم شد. در دادگاه تجدیدنظر او محکوم به ۱۴ ماه حبس تعلیقی و یک سال ممنوعیت از فعالیت‌های انتخاباتی شد. بر این اساس به‌نظر می‌رسد این فیون است که شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات مقدماتی پیش‌رو داشته باشد.

مارین لوپن و خطر پیروزی

واقعیت آن است که با توجه به آن‌چه گفته شد و با در نظر گرفتن شرایطی که در بالا مطرح شد، مارین لوپن شانس بسیاری برای ورود به کاخ الیزه دارد. از یاد نبریم که در انتخابات سال 2012 لوپن با کسب بین از 17 درصد آرا به‌عنوان نفر سوم نتوانست وارد مرحله دوم شود. اما اکنون شرایط فرانسه با سال 2012 بسیار متفاوت است. واقعیت این است که اولاند با محوبیت 16.9% در ماه می، منفورترین رئیس‌جمهور فرانسه است. همچنین می‌توان دلایلی نظیر برگزیت، بحران مهاجرت، تروریسم و ناامنی در داخل فرانسه را به‌عنوان شانس پیروزی و بارقه‌ای جدی از امید برای برنده شدن در انتخابات 2017 خانم لوپن نام برد که این شانس را از هیچ به ممکن افزایش داده است.

لوپن برای کسب آرا به دو مورد چشم امید دارد؛ نخست این‌که بتواند با سیاست‌ها و شعارهای تند ملّی‌گرایانه خود آرای افرادی‌که تاکنون در انتخابات فرانسه شرکت نکرده یا نسبت به هر دو جریان سنتی فرانسه (چپ و راست میانه) ناراضی هستند را به سود خود به گردش درآورد. از دیگر سو و در عرصه سیاست بین‌الملل نیز توانسته برای خود حامیانی جدی، پیدا کند. در این خصوص می‌توان از ترامپ در آمریکا و پوتین در روسیه نام برد. لوپن از معدود رهبران اروپایی[1] بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری 2016 آمریکا از دونالد ترامپ، حمایت کرد و اکنون باید منتظر بود تا در آینده نیز ترامپ به حمایت از لوپن برخیزد. همچنین لوپن توانسته است با نادیده گرفتن مخالفان سیاست‌های خود در پی نزدیکی با روسیه برآید؛ در همین راستا او وعده داده است در صورت حضور در کاخ الیزه، الحاق شبه‌جزیره کریمه به روسیه را به رسمیت بشناسد؛ اظهارنظری که خشم و نارضایتی بسیاری از مقامات اتحادیه اروپا را برانگیخته است. اما این پرسش اساسی که آیا رهبر جبهه ملی فرانسه موفق به کپی‌برداری از روش انتخاباتی دونالد ترامپ در جلب آرای سفید خاکستری خواهد شد یا نه؟ خود پرسشی درخور تأمل است.

آغاز عصر رهبران افراطی در اروپا؟

هنوز نه ماه تا برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در فرانسه فرصت باقی است و بسیار عجولانه است که در مورد نامزد پیروز اظهارنظر کنیم؛ آن‌هم در شرایطی که هنوز هیچ چیز مشخص نیست. اما آن‌چه بسیار نزدیک به واقع شدن امر، در آینده رخ نشان می‌دهد این است که با توجه به عمل‌کرد نه چندان مناسب و رضایت‌بخش فرانسوا اولاند، سوسیالیست‌ها شانسی برای پیروزی نداشته باشند و رئیس‌جمهور بعدی از میان احزاب راست، بر این مسند تکیه بزند. از این‌رو در این جستار سعی شد به انتخابات درون‌حزبی، طیف راست فرانسه که خود دربرگیرنده احزاب و گروه‌های مختلفی است، با نگاهی توصیفی تحلیلی نگریسته شود. اما واقعیت امر این است که با انتخاب ترامپ در آمریکا به‌عنوان نوعی پذیرش و مقبولیت افراطی‌گرایی و پوپولیسم را شاهد باشیم. انتخابات در فرانسه می‌تواند مبیّن روند آتی و وضعیت حیات این جریان را برای جهان رقم بزند. اهمیت این‌که چه کسی وارد کاخ الیزه می‌شود از آن‌جا ناشی می‌شود که می‌توان دریافت اروپا در برابر ظهور رهبران افراطی، چه تصمیمی اتخاذ می‌کند. آیا تسهیل این روند را موجب می‌شود یا بر خلاف آن‌چه در پیش‌بینی‌ها می‌آید، مانعی خواهد شد برای این امر. بازگشت به ملّی‌گرایی به‌ویژه از نوع افراطی آن برای اروپایی که در راستای محو آثار فاشیسم و نازیسم، پس از جنگ جهانی دوم مسیر همکاری، همگرایی و وحدت را در چارچوب فراملّی‌گرایی انتخاب، تئوریزه و عملی کرد، گامی به عقب محسوب می‌شود که تمام دستاوردهای اتحادیه اروپا را با خطر نابودی مواجه خواهد ساخت. در کوتاه‌مدت این اتحادیه را به سمت اضمحلال و در بلندمدت به‌سوی فروپاشی می‌کشاند و جانِ کلام این‌که انتخابات ریاست‌‌جمهوری سال آینده رقابتی خواهد بود میان جریان‌های اصلی حزبی- سیاسی با نیروهای پوپولیست. و نکته پایانی این‌که نبایستی اطمینان چندانی به نظرسنجی‌ها در انتخابات فرانسه داشت و حاصل را منطبق با نتایج آن دانست. چنانچه در دور اول هم شاهد بودیم برخلاف نظرسنجی‌ها سارکوزی حذف شد و باز هم بر خلاف آن‌چه نتایج نشان می‌داد، فیون به مقام دوم رسید. آن‌چه تکلیف نهایی را روشن می‌کند، تعرفه‌های رأی و پیش از آن تصمیم رأی‌دهندگان خواهد بود و جهانی که حالا تجربه ظهور ترامپ در آمریکا، قدرت گرفتن اروپا گریزان افراطی در انگلستان، پیروزی راست‌گرایان در انتخابات صدراعظمی اتریش، افزایش شعارهای مهاجرستیزانه کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان و در نهایت تضعیف قدرت‌های چپ در آمریکای لاتین را از سر می‌گذراند، باید بیش از پیش آماده سلطه جریان‌های راست‌گرا باشد.

منتشر شده در هفته‌نامه مثلث، سال 6، شماره 335، 6 آبان 1395



[1] . دولت ویکتور اوربان در مجارستان. گیرت ویلدرز در هلند. نایجل فراژ در انگلیس.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی